جاده - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:25
عاشقي اشتباهي را تمام کنبه جاده اصلي برگردجاده هاي خاکيفقط تو را دچار ميکنددچار به غبار گرفتگي روي مهربانيتبرگرد و مهربانيت را سيقلي کنهيچ کس به اندازه تو وخاطره هاي شيرينتارزش از راه بدر رفتن اینچنین را ندارد به جاده اصلي برگردبه عاشقانه هاي با ارزشتبگزار آدمهاي معمولي زير خاکخاطرها مدفون شوندهمان ...
روزهای بلند از پس هم میگذرد - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 23:08
بارها نوشتم و پاک کردمفقط دارد میگذرد بی هیچ جاذبه ای ، بی هیچ علاقه ای. میترسم بمیرمو خدا آن دنیا بگوید بهشت خوش گذشت؟من بمانم متعجب که بهشت بود؟ علاقه ای به غر زدن ندارم اما سالهاست که از الکی خوش بودن فاصله دارم. نمیدانم من اشتباهم یا آنها ولی احتمالا من خیلی چیزها رو سخت میگیرم. بشدت الکی.سنم که...
نیستی - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 23:08
قهوه میریزم برایت نیستی آنسوی میز هی شکر میریزم و تلخ است جای خالی ات ...
آبان - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 1:04
حالِ خرابِ حضرتِ پاییز مالِ منشأنِ نزولِ سوره باران به نامِ تو تنها نه من به مهرِتو آذر به جان شدمدلتنگیِ دقایقِ آبان به نامِ تو
مهربانی - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 1:04
انسان زود پشیمان میشودگاه از گفته و گاه از نگفته هایش اما سراغ ندارم کسی را کهاز "مهربانی" پشیمان باشدخوش بحال آنکهخوب میداندمهربانی منطقی ترينگفتگوی زندگیست. پ.ن: امیدوارم
بغض پنجره - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:57
در كدام اسفند آگهي تسليت مرگ من در كدام روزنامهي باطله بغض كدام پنجره را پاك خواهد كرد؟!"رویا شاه حسین زاده"
غروب جمعه منتظر ماست... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:57
آنقدر میروی بالا که سرت محکم میخورد به تاق غروب جمعهآری فردا جمعه است و غروبش حسابی منتظر به توان رساندن همه غمهاستنشد روزی برویم بیرون بی آنکه غم را به گوشه لباسمان سنجاق نکنیمچشم بچرخانی همه جا خودخواهی منبسطی را استنشاق میکنی که هوا را آلوده تر از هوای کلان شهرهای دنیا کردهبا اینها انگار غوطه وری...
انهدام - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:57
این روزهااینگونه ام ، ببین:دستم چه کُند پیش می رود ،انگارهر شعر باکره ای را سروده ام.پایم چه خسته می کشدم ، گوییکت بسته از خَم هر راه رفته امتا زیر هر کجاحتی شنوده امهر بار شیون تیر خلاص را؛ای دوستاین روزهابا هر که دوست می شوم احساس می کنمآنقدر دوست بوده ایم که دیگروقت خیانت است.؛انبوه غم حریم و حُر...
زیستن من - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:57
خارپشتي شده امكه تيغ هايش دنياي امني برايش ساختهاماحسرت نوازشي عاشقانهتا ابد بر دلش مانده است... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ساعت 6:54 توسط علیرضا |
حادثه - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:57
دهخدا اگر میدیدتت"چشمان" تو را "حادثه" معنا میکرد
منٍٍٍٍِِ ِ من - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:57
مشوش. استیصال. دگرگونی افکارتمام کلمات قلمبه سلمبه ای میدان هم نمیتواند حال این روزهای مرا مشخص کند. چشم که میچرخانم ، نگاه که میکنم هر چه میخواهم و میبینم را نمیفهمم. نمیخواهم. نمیدانم. روزها و شب ها فرقی ندارد و قت هر بار بخواهد قضیه به همین منوال گذر کند. یاس فلسفی هم با این درگیریهای ذهنی و دلی ...
اینجا باید زنده بماند - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 18:12
این روزها تنهاتر از همیشه در سن سی و چندسالگی همچنان روزها از پس هم میگذراما سالهاست که خاطراتم از آرزوهایم فراتر زدهدوستانی داشتم پاک و صادق مهربان و الان هیچ خبری از آنها نیستدوستان وبلاگی من انگار همه رفته اند ، انگار همه مرده اند.... جز چند نفر انگشت شمار که حتی فکر نکنم کمنتهای مرا خوانده باشند...
مرگ. عشق. آدمیت - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:27
ای خاک !تو یکبار عاشق شدی، خدا را در آغوش کشیدی و آدم شدی !اکنون که من تنگ در آغوش تو ام ؛ بر حذر باشکه عاشق نشوی !
اندر احوالات الانم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:27
همیشه حال رو با گذشته مقایسه کردم آخرش نفهمیدم حال الانم بهتره یا گذشته الانم...چندی پیش به این نتیجه رسیدم که حال الانم گذشته بعداً منه... تازه فهمیدم.... اگه چند سال پیش میفهمیدم حتما باعث افتخاره خانواده میشدماما شکایتی نیست باید باهاش کنار بیام... میدونم خیلی چیزا هست که میتونم کشفش کنم..بعد از ...
من - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:27
لبخند من از طایفه بغض انار است...
زمانه - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:27
سیبها فقط بلدند بچرخندو بچرخند... فقط تکرار کنند یک چیز مبهم رابی آنکه دلیلش را بدانیبی آنکه دلیلش را بگویند سیبها فقط می آیند که در هوا هزار چرخ بزنندو همان چیزهای مبهم را رقم بزنندچرا لحظه به لحظه یک چیز هی تکرار میشود؟ چرا ... چرا و چرا؟آخر همه اینها تو متهمی به هر چه جرم روی زمین است...سیهای فقط...
زن - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:27
ظرف هايش را شستهخانه را گردگيرى كردهزنى كه كنج آشپزخانهروز و شب چاقو ميزند...اشك ميريزدو دم نميزند...فقط چشمانش ميسوزد...كه آن هم چيزى نيستبوى پياز تند است...دلش نگرفته؟تنگ نشده؟نشكسته؟نه چيزى نيست كهفقط بوى پياز تند است...
کودتا - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:26
کودتا کردم تا دیکتاتوری چشمانت پایان یابد من نیازمند حکومت عشق بر قلب سنگیت هستم لازم باشد تمام راههای رفتنت را میبندم برای کودتا فقط تا قبل از بیدار شدنم وقت دارم الان وقت بی خوابی نیست ... اما خیالت دست از سرم بر نمیدارد (علیرضا اسکندری)
خداحافظی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:26
فقط یک چیز، از خداحافظی بدتر است: "فرصتِ خداحافظی پیدا نکردن." این زخم، همیشه تازه می ماند و هرچه نگفته ای و هرچه نکرده ای، تا ابد، عذابت می دهد. در هر چهره ی بیگانه، او را می بینی، در هر لحظه ی بعد از او. و به خودت می گویی که اگر آن آخرین بار، این یا آن کار را کرده بودم ... اگر این یا آن کلمه را گف...

برچسب‌های مرتبط

من و تو | منى زكي | منال العالم | من سالوادور نیستم | منة عرفة | منى واصف | منصور السالمي | زمانه رادیو | زمانهای انگلیسی | زمانها در انگلیسی